المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
505
مروج الذهب ( فارسى )
آورده بودند سوى محل معروف به ايكه رفتند كه چشمه سارى در حدود مدين بود . و چون قوم بلا را احساس كردند و گرما سخت شد و به يقين دانستند كه هلاك خواهند شد بجستجوى شعيب و پيروان وى بر آمدند كه ابرى سپيد با نسيم و هواى خوش بر آنها سايه افكنده بود و از رنج عذاب آسوده بودند . آنها شعيب و پيروان وى را از آنجا بيرون كردند و پنداشتند كه اين محل از عذاب نجاتشان خواهد داد ولى خدا آن را نيز آتش كرد كه آنها را به هلاكت رساند منتصر بن منذر مدينى در اين باب گويد : « پادشاهان بنى حطى و سعفص صاحبان كرم بودند و بنى هوز صاحب خانه و پناهگاه بودند آنها صاحب سرزمين حجاز بودند جلالشان چون نور خورشيد و صورت ماه بود آنها ساكن خانه حرام بودند و آبگاهها مرتب كرده و در بزرگى و مفاخر اوج گرفته بودند » جنگها و سرگذشتهاى اين پادشاهان و كيفيت تسلطشان بر اين ممالك و نابود كردن مردم آنجا و كسانى كه بر آنجا حكومت داشتهاند اخبار جالب دارد و همه را در كتابهاى سابق خودمان كه در همين معانى است و اين كتاب وسيله تذكار و تشويق مطالعه آنست ياد كردهايم . بنو حضورا نيز قومى بزرگ و دلير و نيرومند بودند و بر بسيارى سرزمينها و مملكتها تسلط يافتند . كسان را درباره آنها اختلاف است بعضى ايشان را بعربان منقرض شده كه نام بردهايم پيوستهاند بعضى ديگر آنها را از فرزندان يافث بن نوح دانستهاند و درباره نسبشان بجز آنچه گفتيم صورتهاى ديگر نيز گفتهاند خدا عز و جل شعب بن مهدم بن حضور ابن عدى را بعنوان پيمبر سوى آنها فرستاد كه از اعمال ناپسند منعشان كند و اين شعيب بجز شعيب بن نويل بن رعويل بن مر بن عنقا بن مدين بن ابراهيم خليل بود كه در مدين اقامت داشت و دختر خويش را بزنى موسى بن عمران داد كه از پيش ياد او كردهايم و ميان اين دو شعيب صدها سال